خرید بک لینک

دلواپس از نرسیدن به آینده ای که مقصد تمام گام هایی است که تا کنون پیمودم، در خود به دنبال چراغ کم فروغی میگردم که ناغافل از دستم به میان خیل علف های آرزو که در زیر پایم سبز شده بود افتاد. اینک هر چه علف ها را میکاوم پیدایش نمیکنم. ظلمات راه با وجود چراغ کم فروغ نیز غیر قابل نفوذ مینمود چه رسد به عدمش. چه کنم؟

الف-بایستم و تا زمان نامعلوم بگردم

ب- کور کورانه به راه ادامه دهم

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 19:31

اخیرا رشته دیگری به جرگه علاقمندی هایم افزوده شده و چنان شیفته اش گشتم که گاهی با خود میگویم کاش در آن رشته تحصیل میکردم. "روانشناسی" نام گوهر گرانقدری ست که در ساحل خروشان زندگی، توسط موج ها از دیدمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 19:31

در دهان ها ازدحام نغمه های منجمددر دل اما آتشی شعله ور از فریاد بود / مهیار حریریچقدر دوست داشتم مانند سایر وبلاگ نویسان حرف دلم را با زبانی خودمانی و کلامی بی تکلف بیان کنم. اما چنان اسیر قالب های رسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 19:31

رخوت

و

انسداد ذوق

تهوع

و

قی کردن واژه های پوک

همگی نشانه ی

عفونت ادراک است !

#مهیار_حریری

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 17:08

میخواستم از خیابان فرعی به خیابان اصلی بپیچم اما راه مملو از ماشین بود و نمیشد حرکت کرد. راننده ی ماشین عقبی یکی دوبار بوق زد. کمی از بی دلیل بودن بوق هاش برآشفته شدم ولی به روی خودم نیاوردم. بالاخرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 17:08

امیرالمومنین علیه السلام : کسی که اعتدال را رعایت کند، هرگز به هلاکت نمی افتد / بحارالانوار حواسمان باشد وقتی در حال تعریف از صفات پسندیده کسی هستیم. وقتی در حال تمجید از ویژگی های دلپذیر کسی هستیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 17:08

فمینیست چه میفهمد

خوشبختی دختری آفتاب و مهتاب ندیده را

که در هارمونی تقه ی منقار مرغ ها،

پچ پچ عامیانه ی زنان روستا

و همهمه ی چند نوجوان که پیکان زهوار دررفته ای را

در میان گل و لای هل میدهند

در ایوان نشسته و سبزی پاک میکند !

#مهیار_حریری

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 17:08

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور / حافظ راه دشواری را در پیش گرفتم. راهی دراز و اکثرا مه آلود که حتی تا دو متری قدم هایم را به سختی میبینم. گاهی روزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 17:08

میتوان تحمل کرد شاگرد اول های پر مدعا را که درس خواندنشان مانند خلوت گزینی راهب بودایی و مشق شبانه شان اوراد افراط است میتوان بردبار بود خودشیفتگان کودن را که با تکیه بر تکیه کلام پر تکلف استادان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 17:08

خونسردی سنگپشت، چیزی از وهم باد آشوب شوم ساحل کم نمیکند ! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 17:08

اگر بگویم اکثر روز های غیر تعطیل دو سال گذشته را در کتابخانه گذراندم اغراق نکرده ام. از صبح به سالن مطالعه یا به قول رئیس کتابخانه ی شهر " قرائت خانه" میرفتم و بر سر میز معینی مینشستم و تا وقتی زنگ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 17:08

پدر بزرگ فرد منظم و آراسته ای بود. راس ساعتی مشخص بیدار میشد، راس ساعتی مشخص ناهار میخورد، راس ساعتی مشخص ورزش میکرد و راس ساعتی مشخص به گل ها و درختان حیاطش رسیدگی مینمود. برای تمام ساعات روزش برنامه داشت و از هر مسئله ای که کوچکترین خدشه ای بر برنامه ی زندگی اش وارد کند بیزار بود. مهم ترین جای خاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

« [الهی!] به درستى که تو فرمودى، و گفته ات حق است که: فساد در خشکى و دریا، در اثر اعمال مردم نمایان شد، الهی! ولیّت، و فرزند دختر پیامبرت که به نام رسولت نامیده شده، براى ما آشکار کن » دعای عهد نامه ای به امام زمان (عج) مهیار حریری نشریه ی وارثین، ویژه نامه ی برهان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

پیشتر کتاب "از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم" اثر هاروکی موراکامی را خوانده بودم اما در آن زمان اوضاع و احوالم برای گیرایی فحوایش مهیا نبود و چندان رسوخی در روال زندگی کرختم نداشت و بعدا هم کما بیش در گوشه ی کتابخانه فراموش شده بود. از قضا روز گذشته با تاکید و پافشاری پدرم ناگزیر شدم تا همراهش بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

ولنگار و بی واهمه بر دهانه ی آتشفشانی که تازیانه اش تاول های کریه بر تنم میکوبد قدم میزنم. اگر پایم در هرج و مرج تندباد و سرگیجه بلغزد، غرقاب در مذاب فنا خواهم شد. زمین در پی پالودن خویش از من است ولی بی حذر، با پوزخندی بر لب، کرشمه کنان، قدم میزنم...

برچسب: نویسنده: آریا سلیمانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:54

صفحه بندی